على غضنفرى

135

مبانى تشيع در منابع تسنن (فارسى)

جايگاه اصحاب صحابه و اصحاب ، از ريشه « صحب » ، جمع واژه‌ى صاحب است كه به معناى همدم و همنشين « 1 » و ملازم و همراه « 2 » و يار و ياور و حافظ « 3 » و نگهبان « 4 » است ، در لغت عربى به كار مىرود . ابن منظور در « لسان العرب » نيز مىگويد : الصاحب : المعاشر « 5 » راغب اصفهانى گويد : الصاحب ؛ به معناى ملازم و همراه است ، چه انسان يا حيوان ، يا مكان و يا زمان باشد . و فرقى نيست كه همراهى جسمانى و با بدن باشد كه اصل همين است و بيش‌تر ، چنين مصاحبتى مورد نظر است ؛ و يا همنشينى با توجه و عنايت و همت باشد ؛ و واژه همراهى در عرف به كار نمىرود ، مگر درباره‌ى كسى كه همراهى و ملازمت او زياد باشد . « 6 » اينك ببينيم انديشمندان اهل سنّت چه تعريفى براى اصحاب بيان كرده‌اند . بهترين تعريفى كه محققان اهل سنت براى صحابى پسنديده‌اند ، تعريفى است كه ابن حجر در مقدمه‌ى « الاصابة » آورده است : الصحابى من لقى النبى مؤمنا به و مات على الاسلام فيدخل فيمن لقيه من طالت مجالسته له أو قصرت و من روى عنه او لم يرو و من غزا معه او لم يغز و من رآه روية و لو

--> ( 1 ) - تاج العروس من جواهر القاموس . ( 2 ) - قاموس القرآن . ( 3 ) - المنجد . ( 4 ) - قاموس المحيط . ( 5 ) - لسان العرب . ( 6 ) - ترجمة و تحقيق مفردات الفاظ قرآن راغب اصفهانى ، ج 2 ، ص 530 .